روی صحنه ای که نور سفیدش تنها روشنی سالن کوچک نیمه تاریک بود، از پشت میکروفن نوشته ای را خواندن که تماشاگران چیزی از آن سردر نمی آورند، برایم تجربه ی حس جدیدی بود. وقتی شعرم را می خواندم با اینکه مردم چیزی نمی فهمیدند، صدای"هیسس!"گفتن های متعدد به من...
Read moreاتفاقات و ماجراهایی که در شهر فرنگ، یک خارجی _ بخصوص که تازه رسیده باشد_ را دنبال میکنند آنقدر زیاد هستند که یادآوری یا بیان همه شان گاهی غیرممکن به نظر می آید. این شهر هم یکی از شهرهایی است که همیشه در دل روزها و شبهایش می تواند ماجراهای رنگارنگی پیش...
Read moreسلام به همه ی خوانندگان وبلاگ شهرفرنگ، همه ی شما مسافران شهرفرنگ!ـ قبل از این که شروع کنم باید توضیح کمی راجع به آنچه که در لابلای برگ های این وبلاگ خواهید خواند بدهم. الان کمتر از دو ماه است که من در جنوب فرانسه زندگی می کنم. مثل هر جای دیگری دیدگاه...
Read more