برای یکی از کارهای اداری به اداره ی شهربانی می رفتم. یک ساختمان بزرگ و حصار بندی شده در مرکز شهر. از دور که نزدیک می شدم صف چند نفره ای منتظر ایستاده بود، که با یک نگاه بیشتر آنها غیرفرانسوی بودند. از در کنار آنها و از جلوی دو نگهبان که همزمان سلام کردند،...
Read moreدیشب حدود ساعت 10 بود که از خانه ی دانشجو به خانه برمی گشتم. هوا سرد شده بود و من هم شالم را دور صورتم پیچیده بودم. وقتی به ایستگاه تراموا رسیدم روی تابلو زمان انتظار 11 دقیقه را نشان می داد، برای همین تصمیم گرفتم که تا ایستگاه بعدی را پیاده روی کنم....
Read moreیکی از آژانس های خدماتی مورد علاقه ی من در شهر مونت پلیه، اِسپَس ژُنِس (به معنای فضای جوانی) در خیابان مگلون است. از ابتدای در ورودی تا آخرین راهروی آن انواع اعلامیه ها و راهنمایی ها برای کلاس ها، کار، اجاره ی خانه و مراسم گوناگون گذاشته شده اند. در طبقه...
Read more